شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 29 دی 1384
تقدیم به همه دختر خانم ها و به خصوص دختر خاله عزیزم ریحانه

یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه میکنی؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه

گفت: من نمی‌فهمم. مادر گفت: تو هیچ‌گاه نخواهی فهمید. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید که

چرا مادر بی‌دلیل گریه میکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای «هیچ چیز» گریه

میکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمی‌دانست که چرا زنها بی‌دلیل

گریه میکنند.



بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را میداند. او از خدا پرسید: خدایا،

چرا زنان به آسانی گریه میکنند؟


خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم میخواستم او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه‌های او را

آنقدر قوی آفریدم تا بار تمام دنیا را به دوش بکشد. و همچنین شانه‌هایش آن قدر نرم باشد که به

بقیه آرامش بدهد و من به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شده‌اند او تسلیم

نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از خانواده‌اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر

شده است بدون این که شکایتی بکند. به او عشقی داده‌ام که در هر شرایطی بچه‌هایش را

عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند.



به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا

جایی در قلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به

همسرش آسیب نمی‌رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش میکند و به او این توانایی

را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند. و در آخر

به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی

که به آنها نیاز داشته باشد.



او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک میریزد. خدا گفت: می‌بینی پسرم، زیبایی یک

زن در لباسهایی که می‌پوشد نیست. در ظاهر او نیست و در شیوه آرایش موهایش نیست و بلکه

زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است. زیرا چشمهای او دریچه روح اوست و قلب او جایی است

که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.

چهارشنبه 28 دی 1384
سلام...سلام...سلام...چقدر لذت داره وقتی آدم به دوستای جدیدش سلام میکنه!امروز بالاخره بعد از مدتها دودلی و تردید ,تصمیم گرفتم منم مالک یه وبلاگ بشم(خودمونیم تصمیم زیاد سختی ام نبود!) تازه شروع کار و زمان میبره تا به وبلاگ ایده آل ذهنم نزدیک بشه, اما باید حوصله کرد. حرف آخر:هر کی میخواد با منو این وبلاگ همسفر باشه یاعلی و اگر نه که به سلامت