یکشنبه 28 اسفند 1384
سلام
امروز داشتم به این فکر میکردم که ممکنه یه روز دلم برای این روزا تنگ بشه,یعنی دلم برای سال 84 و روزاش تنگ بشه!هی... یک سال دیگه هم گذشت.وقتی یه نگاه به روزهای سال 84 می کنم میبینم که همچینه سال بدی هم نبود, یعنی اصلا سال خوبی هم بود!
تصمیم های خوبی گرفتم, کارای تقریبا بزرگی برای آیندم کردم,اوم ....وبلاگ نویسی رو تو این سال شروع کردم,دوستای زیادی پیدا کردم که همشون رو از همینجا میبوسم.
اما خوب تو این سال یکی از بهترین دوستام رو از دست دادم, عسل عزیزم
که مدتیه ازش بی خبرم اما خدا کنه هر جا هست موفق و سلامت باشه....اما خوب تو این سال با هیلدای عزیز آشنا شدم ,با داداشی مهربون,با اورانیای نازنین و...
مرسی که تو این مدت درد و دل های پسری به نام میلاد رو خوندید وتحمل کردید. امیدوارم سال خوبی داشته باشید.




