تا فعل قشنگ زندگی تکراریست .
هر شب غم و درد با تو بیداریست.
ای علت روزهای آزاد شدن.
در من هوس بزرگ رفتن جاریست.
![]() |
![]() |
![]() |
تا فعل قشنگ زندگی تکراریست .
هر شب غم و درد با تو بیداریست.
ای علت روزهای آزاد شدن.
در من هوس بزرگ رفتن جاریست.
دلم گرفته خدای من
دلم گرفته از زمین تا آسمون
در حسرت اشکی که نمی چکد
واقعا دلم می خواد تو تاریکی گم بشم
کاش جای من اینجا نبود
اصلا دلم می خواد بمیرم
نــــــــه!
مردن را دوست ندارم
فضای قبرانقدر کوچک است که نمی توانم دلتنگی هایم را درونش بگنجانم
پس کجا باید رفت؟
دلم را به کدامین دستان بسپارم
دلم گرفته خدای من
همیشه فکر می کردم تنهام
اما تازه تنها بودن را لمس کردم :
بودن در میان کسانی که دوستشان داری اما نسبت به تو بی تفاوتند
و تنها کلامشان ابراز درد،خشم و خستگی است ونه چیز دیگر
وقتی کسی با تو هم دل نیست تنها شده ای
آدم ها تنها درد هایشان را با تو قسمت می کنند
انگار همه سر جنگ دارند
همه اعصابشان به هم ریخته
همه به جانم غر می زنند
تمام رفتار و عقایدم را زیر سوال می برند
اشتباها تم را مثل پتک به سرم می کوبند
به هر کدام که پناه می بری می بینی بدتر از دیگریست
لعنت به این شانس
لعنت به این زندگی
لعنت به من