شریعتی یا مطهری سوال و بحث غالب این روزهای ذهن منه، شاید درست باشه این کد خدا منشی رو بزارم کنار و اندیشه ها و نظرات شخصیت های مختلف رو کنار هم قبول کنم ولی بحث چند روز پیش جلوه دیگه ای پیدا کرد . ظاهرا بازرگان و مطهری و چند تن دیگه سال 58 بیانیه ای صادر میکنن و سکوت در برابر اندیشه های شریعتی رو کتمان حقیقت ااعلام می کنن و همین موضوع هم بعدها بهانه ی ترور مطهری توسط گروهک فرقان میشه اما نکته جالب قضیه اینجاست که شریعتی و مطهری و بازرگان سال ها با اندیشه های هم آشنایی داشتن و از طرفی هم شریعتی اکثر آثارش مهم و اساسی خودش رو چند سال قبل از مرگش نوشته بوده آیا باید مطهری صبر میکرد و بعد از مرگ شریعتی افکارش رو به بوته نقد بزاره و اون ها رو طرد کنه؟بلا شک در پس پرده سیاسی بازی و غرض های شخصی در کار بوده است ....نمی دانم چگونه است که بازرگان با تمام اختلافاتی که با مطهری داشته است با او در این کار هم پیمان می شود..... نکته دیگر اینکه در اکثر این سال ها این حکومت از مطهری به عنوان ایدئولوگ استفاده لااقل ابزاری نموده است و حتی رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد پیشنهاد داده است کتاب های مطهری در دانشگاه ها تدریس شود اما هرگز نتوانستند از شریعتی به نفع حکومت خود استفاده کنند و این یکی از نکات قوت شریعتی به عقیده من است. و اما نکته آخر اینکه خواستگاه و قشری که مطهری نمایندگی آن رو به عهده داشته روحانیب بوده است و حوزه (با در نظر گرفتن تمام انتقاداتی که از حوزه داشت ) و خواه نا خواه تحت تاثیر حوزه و تعلیمات آن بوده است و اما شریعتی تمام مسائل رو بلاواسطه یاد گرفته و کمتر تحت تاثیر سنت بووده است.و من شخصا مشکلی ریشه دار با روحانیت دارم . |